![]() |
![]() |
|
| اول صبح ازل تا آخر محشر دمی... |
|
زندگی بر من به یک منوال تا سی سال رفت باطل آن عمری که سی سالش به یک منوال رفت معنی هستی مپرس از من که تنها دیده ام روز رفت وهفته رفت و ماه رفت وسال رفت یک تن از یاران دیرین در کنر من نماند عشق رفت و شادمانی رفت و ذوق و حال رفت انتظار مرگ را عمر عزیز انگاشته است آنکه دارد شکوه کاین مهلت به استعجال رفت با دو چشم باز در خواب پریشان بوده ام عمر بر من بی خبر, چون عمر بر تمثال رفت مالها بر جای ماند و عمر خلق جیفه خوار یا به جمع مال یا در آرزوی مال رفت پیش از آن کز مقدم پیری خبر آید مرا هر سر مویی ز اعضایم به استقبال رفت چند روزی مهلت ذوق و حالی داشتیم آه! کاین مهلت ز غفلت , به قیل و قال رفت زندگی بازیچه یا عمر گرامی هر چه بود نیک یا بد شکر ایزد را که در هر حال رفت دردناک و بی اثر دانی چه را ماند نوید یاد عشق رفته را آهی که از دنبال رفت حاج نوید صلواتی
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 4 تیر1388ساعت 11:1 توسط حاج نوید صلواتی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دیوانه سرم در کوه ها,
شامگاهان از مرزها میرسد, نمی دانم بی نصیبی من از زمستان است, یا از باران یا از عشق. اشکریزان و اشکریزان, کوهستانهای ما سبز خواهند شد, شب سیاه را به بند خواهیم کشید, خواهی دید. در آغاز بهار کار خود را به پایان بردم, بر پیشانیم جنگ نوشته شده است, آیا از زمستان زودرس است یا از بهار و یا از عشق؟ اشکریزان و اشکریزان, کوهستانهای ما سبز خواهند شد و به خورشید خواهیم رسید نوید صلواتی |
| پیوندهای روزانه |
|
تیمچه نویدالدوله حاج نوید Badoo! (عکسهای حاج نوید!) یک قدم تا رهایی... استاد علامه محمدتقی جعفری Aol آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 |
|
RSS
|
set as your home page
!-- by MuBlog.metaarchivegroup.com -->
|