![]() |
![]() |
|
| اول صبح ازل تا آخر محشر دمی... |
|
پدرم , نه فقط برای من پدری مهربان بوده است , که مرا مثل سایر پدرانی که اطفال خود را در آغوش محبت پرورش میدهند بار آورده , بلکه یک رفیق ومونس مطلوبی نیز نسبت به من بوده ومی باشد . او مرا از حقایق زندگانی آگاه و در ظل تجربیاتی که خود تحصیل نموده تربیت و تذکر داده است که نام نیک و شهرت نیکو به خودی خود حیات است , و نیز مرا به این حقیقت متذکر شده است که جمع آوری ثروت و مکنت در زندگانی , تا حدی مطلوب و مفید است که موجب بهبودی و نجابت اخلاقی انسان باشد و اگر چه به فکر ثروت نیست , ولی تهیه ثروت را مقصد معینی فرض نمی کند . او به من آموخته است که در حیات انسان , مقاصد و آمال بزرگتر و مطلوب تری وجود دارد که به مراتب از جمع ثروت و پول مهم تر است . پدرم به خیلی از نقاط دنیا سفر کرده وفکر و خیال خود را در مشاهده بکار برده است . مشغولیات حیاتی او مطالعه کتاب های مختلف و نوشتن آثار خود بوده است . غالبا , اوقات خود را تا پاسی از شب صرف نوشتن سیاحت نامه ها و تجربیات و خاطرات گرانمایه خود نموده است . یکی از بزرگترین آرزوهایش در این بوده کتابهایی را در باره حقیقت حیات امامانی تالیف نماید که تا حدود زیادی برای نوع بشر ناشناس مانده اند و آنرا تقدیم هدایت و تکامل بشری نماید , و برای انجام این مقصود مدارک و اطلاعات لازم را جمع آوری نموده است . پدر من همیشه در منازعات و کشمکش های حیاتی چه از نقطه نظر سیاسی و چه اجتماعی , یک منظور را تعقیب نموده است و آن عبارت از این بوده که به دیگران خوبی کرده و حق حیات , شعور و عقلانیت را به آنها متذکر شده است , همچنین دست گیری از فقرا و بیچارگان نموده و به آنها از روی حقیقت و اصول معینی کمک کند . تعریف و تمجید از پدرم و بازگویی خصایص او شاید از دیدگاه شما خوانندگان محترم کار صحیحی نباشد . امیدوارم مرا بخشیده و مرا از این اقدامی که در اثر حس پدر دوستی وادار به ابراز احساسات و خصائل او کرده معذور داشته و چنانچه پدر شما نیز از این پدران باشد , قطعا احساسات شما هم در مورد پدر خود به همین قسم می باشد . کسانیکه سابقه دوستی با وی دارند , از ابراز احساساتی که در مورد او نموده ام مشعوف شده و آنهایی که سابقه ندارند با ملاحظه صفاتی که ذکر نمودم او را خواهند شناخت . برای من خیلی مشکل است کلیه احساسات و عواطف خود را هنگامی که به پدر خود فکر می کنم ابراز کنم . ای کاش برای من مقدور بود آنچه می خواستم می گفتم . آنچه امروز هستم و آنچه که در آینده امیدوارم خواهم بود , در اثر تعلیماتی است که پدرم به من داده و احساساتی است که در من تولید نموده است . عمر طولانی و موفقیت از آرزوهایی است که نسبت به وی داشته , و با در نظر گرفتن موفقیت حقیقی , او کاملا کامیاب گردیده است . آرزو و تمنای خود من هم در این است که همان موفقیت و خوشی و مسرت حقیقی که پدرم به آن رسیده نصیب من نیز بشود. حاج نوید صلواتی
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 17 اردیبهشت1388ساعت 10:39 توسط حاج نوید صلواتی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دیوانه سرم در کوه ها,
شامگاهان از مرزها میرسد, نمی دانم بی نصیبی من از زمستان است, یا از باران یا از عشق. اشکریزان و اشکریزان, کوهستانهای ما سبز خواهند شد, شب سیاه را به بند خواهیم کشید, خواهی دید. در آغاز بهار کار خود را به پایان بردم, بر پیشانیم جنگ نوشته شده است, آیا از زمستان زودرس است یا از بهار و یا از عشق؟ اشکریزان و اشکریزان, کوهستانهای ما سبز خواهند شد و به خورشید خواهیم رسید نوید صلواتی |
| پیوندهای روزانه |
|
تیمچه نویدالدوله حاج نوید Badoo! (عکسهای حاج نوید!) یک قدم تا رهایی... استاد علامه محمدتقی جعفری Aol آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 |
|
RSS
|
set as your home page
!-- by MuBlog.metaarchivegroup.com -->
|