تبليغاتX
پرواز را به یاد آر - سنگتراش
اول صبح ازل تا آخر محشر دمی...
 

 stonecutter (Haj Navid)1

اثر ادوارد دکر از هلند

مردی همه روزه از کوه سنگ میکند . کاری دشوار داشت , رنج فراوان میبرد و مزد ناچیز میگرفت .

از آن شغل جانفرسا خرسند بود . یکروز آهی کشید و گفت : « پروردگارا! چه میشد اگر مرا نیز توانگر میساختی , تا میتوانستم در تخت روان زیبا, زیر پرده های حریر سرخ بنشینم !»

فرشته ای از اسمان فرود آمد و گفت: « آرزوی تو مستجاب شد !»

سنگتراش توانگر گشت و در تخت روانی زیبا , زیر پرده های حریر سرخ نشست . قضا را شهریارکشور از آنجا گذر کرد . سوارانی چند از پس و پیش گردونه اش در حرکت بودند و چتر زرین و گردونه شاهی پدید آمد . باز آهی کشید و گفت : «ای کاش شاه بودم !»

باز فرشته از آسمان فرود آمد که : «آرزویت برآورده باد !»

شاه شد – سوارانی چند از پس و پیش گردونه اش در حرکت بودند و چتری زرین سر تاجدارش را از گزند خورشید در امان میداشت . اما زمین از تابش مهر میگداخت . سبزه در چمن میسوخت و روی شاه آزرده میشد . از نیروی مهر دیگ حسدش به جوش آمد . باز به حسرت آهی کشید که : « ای کاش خورشید میشدم !»

فرشته ازاسمان به زیر آمد که « خورشید باش ! »

مردک خورشید شد . بالا و زیر از راست و چپ هر سو نور افشانی کرد .  اشعه تابناکش سبزه چمنها را سوزاند و روی شاهان را آزرده ساخت . اما ناگهان ابری میان او و زمین خزید . دیگر تیرهای سوزنده اش از آن ابر نگذشت و به زمین نرسید . خشمگین شد که چرا ابر از او تواناتر است ؟ بار دیگر ناخرسند شد و آهی کشید که: «ای کاش ابر بودم !»

فرشته گفت : «چنانکه خواستی باش !»

چون ابر شد , میان آفتاب و زمین خزید و تیرهای سوزنده خورشید را از گذشتن باز داشت . چمنها باز به سبزی گرایید . ابر به قطرات درشت باران تبدیل شد و بر خاک فرو ریخت . رودخانه ها طغیان کردند و سیل آسا در دره ودشت روان شدند . زراعتها نابود و گله ها ازپیش برداشته شد . اما تخته سنگی در برابر امواج خروشان ایستاده بود و پای مقاومتش به هیچ روی سستی نمی گرفت . بار دیگر در خشم شد که چرا در زور آزمایی با سنگ بی مقداری بر نمی آید؟ « این سنگ در توانایی از من برتر است , می خواهم سنگ باشم ! »

فرشته گفت : « آنچه میخواهی باش!»

سنگی عظیم شد که  از باد و باران و آفتاب گزندی نمی دید و در برابر سیلهای خروشان پایداری می کرد. ناگهان مردی فقیر با تیشه و دیلم فرا رسید و به جانش افتاد . چون قطعاتی چند از پیکرش جدا کرد , در غضب شد که : دیگر این کیست ؟ همانا از من قویتر است ! باز اندوه حسرت وجودش را فراگرفت و آهی کشید که : «ایکاش مثل او بودم» فرشته بار دیگر از آسمان به زیر آمد و گفت : « مثل او باش ! »

از نو سنگتراش شد , کاری دشوار داشت , رنج فراوان میبرد , ولی خرسند بود ...

برگردان از حاج نوید صلواتی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 17:35  توسط حاج نوید صلواتی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
دیوانه سرم در کوه ها,
شامگاهان از مرزها میرسد,
نمی دانم بی نصیبی من از زمستان است, یا از باران یا از عشق.
اشکریزان و اشکریزان,
کوهستانهای ما سبز خواهند شد,
شب سیاه را به بند خواهیم کشید,
خواهی دید.
در آغاز بهار کار خود را به پایان بردم,
بر پیشانیم جنگ نوشته شده است,
آیا از زمستان زودرس است یا از بهار و یا از عشق؟
اشکریزان و اشکریزان,
کوهستانهای ما سبز خواهند شد و به خورشید خواهیم رسید
نوید صلواتی

پیوندهای روزانه
تیمچه نویدالدوله
حاج نوید Badoo! (عکسهای حاج نوید!)
یک قدم تا رهایی...
استاد علامه محمدتقی جعفری
Aol
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
پیوندها
دکتر فضل الله صلواتی
فرید صلواتی
نسیم عشق ,شمیم مریم(وحید صلواتی)
چار کلمه حرف حساب! (نعیم صلواتی)
حاج نوید 360
گالری عکس (ادهم صلواتی)
آخرین وداع
آوای بی هجا (حامد صلواتی)
پسرم مانی( مانی نازنازی صلواتی!!!)
بهترین بازیهای کامپیوتری(احمد حق زاده)
از من به تو (سیده مریم مصطفوی)
صدای سکوت (نسیم)
باز هم زندگی (زهرا امامی) سوفی
وارش (هستی)
عشق (نوید)
اینجا میتونی راحت زندگی کنی (رضا سلطانی)
حقایق پنهان (امیرحسین ابراهیمی)
لحظه های گمشده (سارینا)
روانی! (با عرض شرمندگی!)
میادین و مشاغل شهری
برگ بی برگی (نازنین جمشیدیان)
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم(گلبهار)
کیمیاگر (امین قربانی)
خداوندا... (نرسیس)
آبادان من ، ایران من (محمد خدری)
چرکنویس
محمد علی قانعیان
حجم ذهنی (سینا)
هموطن سلام ( مریم )
آزادی در تنهایی (سانا)
شعر و شور
گروه آموزشی داود نصریان
ترا من چشم در راهم ... (غریب آشنا )
کلاس عشق
Iranska Humanitarna Organizacija BIRDS
ساعت: 25 (مری)
هم نورد افق های دور
یک فنجان کافه میکس (محمدحسین حسینی)
نسیم صبا
تاوان عشق (رویا)
نگاه دار دلی را که برده ای به نگاهی...(ناقوس)
هفت اورنگ (سعید)
جمعی از دانشجویان کارشناسی روابط عمومی
حدیث دل
محمدرضا زادهوش
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Haj Navid Salavati - Direct My Link is an SEO friendly web directory that offers free and paid advertising for quality sites. here to go to yahoo.
set as your home page !-- by MuBlog.metaarchivegroup.com --> Static IP Tracing Trace IP
 لینــک ســــازاضافه کردن لینک
webgozar code: